|
پلك هاي امام بر روي هم افتاده بود. زهر در گوشت و خون مولايم صادق (عليه السلام) اثر كرده و آثار بيماري در چهره شان كاملا هويدا بود. ناراحت و مضطرب كنار بستر امام چرخ ميزدم ؛ ناگهان امام چشم باز كردند. اميدي تازه در دلم جوانه زد. فرمودند : " همين حالا تمام خويشاوندان مرا نزد من حاضر كنيد " چند دقيقه بعد همه كنار بستر امام سر تا پا منتظر بودند ، نفس در سينه ها مانده و سكوت همه جا را پر كرده بود . چه شده است كه امام همه را به پيش خود خوانده؟!!
به ادامه مطلب رجوع شود ..... ادامه مطلب |